دکتر علی یعقوبی نوتاش در مراسم روز استاد: معلمان، نرمافزارهایی هستند که هیچ انسانی نتوانسته است مانندشان را بسازد
به گزارش روابط عمومی دفتر ارتباط با دانشآموختگان، به مناسبت پاسداشت روز استاد، جلسه تقدیر از اساتید دانشگاه علوم پزشکی تهران با حضور دکتر سید منصور گتمیری (رئیس دفتر ارتباط با دانشآموختگان)، جمعی از اساتید پیشکسوت و کارشناسان در دفتر ارتباط با دانشآموختگان برگزار شد. در این مراسم، دکتر علی یعقوبی نوتاش، استاد پیشکسوت دپارتمان جراحی، با اشاره به تجربه تلخ روزهای جنگ و قدردانی از پیامهای تبریک روز معلم، اظهار داشت: «اساتید واقعی هرگز بر دانشجوی خود منت نمینهند و کار معلمی را عبادتی خالصانه میدانند.»
در این نشست که با حضور دکتر سید منصور گتمیری (رئیس دفتر ارتباط با دانشآموختگان و استاد دپارتمان نفرولوژی)، دکتر یحیی دولتی (استاد پیشکسوت دپارتمان درماتولوژی)، دکتر داریوش فرهود (استاد دپارتمان ژنتیک)، دکتر الهه ملکان راد (استاد دپارتمان قلب)، دکتر علی یعقوبی نوتاش (استاد پیشکسوت دپارتمان جراحی)، دکتر جواد رفیعنژاد (رئیس دانشکده بهداشت)، دکتر محمدرضا پورمند (استاد دانشکده بهداشت)، دکتر نورالدین نخستین انصاری (استاد دپارتمان توانبخشی) و جمعی دیگر از اساتید و کارشناسان برگزار شد، دکتر علی یعقوبی نوتاش به ایراد سخن پرداخت و دیدگاههای خود را در باب جایگاه معلم، اخلاص در آموزش و مسئولیت اجتماعی بیان نمود.
دکتر یعقوبی نوتاش سخنان خود را با تأمل درباره غیرقابل پیشبینی بودن رویدادهای زندگی آغاز کرد و گفت:
«آنچه موجب میشود انسان کاری را انجام دهد، اغلب قابل پیشبینی نیست. بسیاری از امور باید برای آدمی پیش بیاید و هنگامی که رخ داد، هوشیاری فرد در این است که آن فرصت را دریابد و برای آن تلاش کند. هیچگاه از خداوند نخواسته بودیم که جنگی برای ما مقدر فرماید، اما تقدیر چنان بود و ما جنگزده شدیم. در آن چهل روز، جز اندیشیدن به حفظ سلامت خانواده، فکری نداشتم، اما حس جنگزدگی بهشدت آزارم میداد.»
وی افزود:
«روز دوازدهم اردیبهشت، همان روز معلم، مرا از آن حال بیرون آورد. بهترین پاداش من، پیامهای تبریک کسانی بود که در دوره رزیدنتی، ده، بیست، بیست و پنج و حتی سی سال پیش، شاگرد من بودهاند. من بهراستی شگفتزده شدم و پس از تأمل دریافتم که هنوز کسانی هستند که از ما یاد میکنند. از این دوستان صمیمانه سپاسگزارم. در مقابل، خود نیز این کار را انجام دادهام و همواره از استاد فقیدم، دکتر فرشی در بیمارستان سینا، به نیکی یاد کردهام؛ چراکه ایشان انسانی خاص و مخلص بود. خود را نشان نمیداد، اما ویژگیهایی در وجودش نهفته بود که هنوز برای من ارزشمند است. هر کاری انجام میداد، بدون هیچ منت بود. هیچگاه نشنیدم که در معرفی رزیدنتها و شاگردان خود بگوید "این شاگرد من است" یا "این رزیدنت من بود". همواره میفرمود: "ایشان همکار بنده هستند." با وجود فاصله سی، چهل ساله، هرگز منت نمیگذاشت که از او چیزی آموختهاند.»
این استاد پیشکسوت جراحی با اشاره به مفهوم «سه پدر» در زندگی خود، خاطرنشان کرد:
«من در جلسهای گفتم سه پدر داشتم: پدر جسمی، پدر علمی و پدر روحانی. پدر علمی من، استاد فرشی بود. پدر روحانی من، پدر همسرم که دبیر ادبیات و فرهنگی اصیل بود. هرگاه من سخنی از مولانا، فردوسی و حافظ آغاز میکردم، چنان دانش و عمقی از خود نشان میداد که ما توان جذب کامل آن را نداشتیم، اما همان مقدار نیز برای ما بسیار ارزشمند بود.»
وی با نقل داستانی از ساخت مدرسهای در یکی از روستاهای زنجان، به نقش معلمان در محرومترین مناطق اشاره کرد و گفت:
«پارسال، یکی از دوستان روستایی با من تماس گرفت و گفت مدرسهای ساخته است. من نیز کمک مالی اندکی کردم. آن فرد با ذوق و اشتیاق بسیار، در عرض دو ماه تابستان که همه جا تعطیل بود، هر روز از ساعت هفت صبح تا هشت شب، تمام آن مدرسه را زیر و رو کرد و نقاشی نمود و آن را به مدرسهای نو تبدیل ساخت. او میگفت: "دلم برای مدرسه میسوزد. نمیخواهم بازنشست شوم." این همان معنای معلمی است. او از بازنشستگی هراس دارد، همانگونه که خود من نیز چنین هراسی داشتم، زیرا میخواهد کار کند. متأسفانه قوانین سختگیرانه وزارتخانهها اجازه نمیدهد.»
دکتر یعقوبی نوتاش با تأکید بر جایگاه رفیع معلمان، تصریح کرد:
«معلمان، نرمافزارهایی هستند که انسانها قادر به ساخت مشابه آنها نبوده و نیستند. همه معلمان خوبند، همه زحمت میکشند و همه دلسوزند. تفاوتها اندک است و داوری در آن امر با ما نیست. هر کس در کسوت معلمی گام مینهد، سزاوار احترام است. مدیریت عالی کشور وظیفه دارد بداند معلمان چه میخواهند و خواستههای ایشان را اجرایی کند.»
وی با اشاره به مشکلات آموزشی در مناطق روستایی، افزود:
«در سطح روستاها، من نزدیک به یکصد و بیست نفر را سرپرستی میکنم؛ گویی صد و بیست فرزند دارم. محرومیت از تحصیل در روستاها فاجعهبار است. در آخرین سفرم به استان کردستان، دیدم تمام کیفهای بچهها از کیسه برنج درست شده بود. مادران، کیسههای برنج خارجی را با نشان هند و پاکستان تبدیل به کیف کرده بودند. فقر واقعیت دارد و انکار آن ممکن نیست. معلم وظیفه دارد در کنار این کودکان زحمت بکشد. خود معلمان نیز اغلب وضع مالی مناسبی ندارند؛ لباسشان گواه این مدعاست. متأسفانه امروزه این قشر فراموش شدهاند. مسئولان باید به فکر اصلاح این وضعیت باشند.»
این استاد پیشکسوت در ادامه به ذکر خاطرهای از دوران کودکی پرداخت و گفت:
«کلاس چهارم ابتدایی بودم. آقای رواسی، معلم کلاس چهارم، صبح آمد پشت تخته و با خطی بسیار زیبا نوشت: "نیش عقرب نه ازبهر کین است / اقتضای طبیعتش این است". هنوز پس از سالها این شعر را به خاطر دارم. ما کودکان آن معنا را بهطور کامل درک نمیکردیم، اما ایشان میدانست که زمان مناسب هنوز نرسیده است. هنر استاد در این است که بداند چه سخنی در چه شرایطی جا میافتد. هر سخنی را به هر جایی نمیتوان گفت.»
وی همچنین به خاطرهای از معلم زبان انگلیسی کلاس ششم اشاره کرد و گفت:
«معلم زبان انگلیسی ما، با محبت فراوان، مرا "یعقوبی علیهالسلام" خطاب میکرد، زیرا من احادیث بسیاری را از بر بودم. این محبت و این خاطرات، همان چیزهایی است که از معلمان در ذهن میماند. کسانی که در زیر پوست جامعه زحمت میکشند و هرگز وضعیت مادی عالی ندارند.»
دکتر یعقوبی نوتاش در پایان با اشاره به تجربه چهل روز جنگ و فقدان برخی از همکاران، تصریح کرد:
«در آن روزها فهمیدم که وضعیت مادی به هیچ دردی نمیخورد. آنچه انسان را در شرایط سخت نگه میدارد و به او کمک میکند تا زندگی را ادامه دهد، ذهنیت و کیفیت روحی اوست. همه ما تا پیش از آن پول داشتیم و وضعمان خوب بود، اما هیچکس نمیدانست که با پول خود چه کند. متأسفانه عزیزانی نیز از دست رفتند و خداوند رحمتشان کند. آنان زندگی بسیار خوبی داشتند، اما در یک بمباران ناگهانی همه چیز از دست رفت. باید قدر این لحظات را بدانیم. از همه شما که ما را شایسته دانستید و دعوت کردید، صمیمانه سپاسگزارم. سخن بسیار است، اما همین مقدار را کافی میدانم.»
در پایان این مراسم، از مقام علمی و اخلاقی اساتید حاضر با اهدای لوح و هدیه تجلیل به عمل آمد.
نظر دهید