دکتر گتمیری در اولین گردهمایی دانش آموختگان رشته پزشکی مقیم استان مازندران شعر دُرّ پُربَها را تقدیم استاد بهادری، استاد حسابی و جمع حاضر کرد

همزمان با برگزاری اولین گردهمایی دانش آموختگان رشته پزشکی دانشگاه مقیم استان مازندران، دکتر گتمیری قائم مقام دفتر ابیاتی به این مناسبت به سروده دُرّ پُربَها که پیش از این و به مناسبت افتتاح دفتر ارتباط با دانش آموختگان دانشکده پزشکی سروده بود افزوده و در این مراسم به جمع حاضر هدیه کرد.
بنام خدا
يازدهم خرداد ١٣٩٥ محل جديد دفتر ارتباط با دانش آموختگان دانشكده ي پزشكي دانشگاه علوم پزشكي تهران با حضور استاد بهادري رييس دفتر ارتباط با دانش آموختگان دانشگاه و استاد حسابي كه به عنوان رييس دفتر ارتباط با دانش آموختگان دانشكده ي پزشكي منصوب شده بودند افتتاح شد.
ابيات ذيل به همان مناسبت و بيشتر به احترام اين دو عزيز سروده شد.

از پي لطف ايزد منان
شده امروز دفتري بنيان
دانش اندوز طب به لطف خدا
كرده امروز ملجأي پيدا
دانش آمُخته ي پزشكي ما
دفتري ويژه دارد او حالا
سر و سرور بر اين نكو دفتر
هست والا معلمي چو پدر
نام او را اگر ز من خواهي
عالمي از تبار آگاهي
عالمي، خادمي، "حسابي" نام
خَلقْ را او علاج از آلام
هست جراح بي بديل و هم او
متخلّق به خُلقياتِ نكو
هست با خَلقِ بينوا همدرد
در تواضع مَثَل بوَد اين مرد
تربيت كرده يك دو صد جراح
در فنون معلّمي طراح
در طبابت هنروَري دانا
در محبت چو مادري بي تا
درس اخلاقِ او نه اندر حرف
بي عمل كِي توان ببندي طَرْف
هست شاگرد عدل، اين استاد
كسوت علم و دين ز دست نداد
گفت: باشد چو هيچ، سايه پذير
منم آن "سايه" اِيْ الوالتّدبير
گر تو پرسي كه انتخاب نمود؟
اهل فضلي، دُري، چنين پرسود؟
گويمت كاين گزينشي دگر است
چينش درّ پر بها گُهَر است
پدر مهربان دانشگاه
مسلم آن دُرّ پر بها چون ماه
از ميان برادران حكيم
زبده اي را گزيد همچون سيم
زبده اي تا كه نيك و شايسته
هم به تدبير و فكر بايسته
گيرد اندر دو دست با تدبير
نيك سكّان اين سفينه چو مير
انتخابي چنين بجا و متين
بُوَد از فضلت اي خداي مبين
چونكه سُكّان سپرد با آن يار
گفت مسلم به حضرت دادار
كاي خداي بلاشريك و نظير
اي تو حيّ عليم پاك و بشير
از تو دارم اميد يا الله
وحدَهُ لا اله الّا الله
بارالها تو يارِ يارش باش
حافظ و هم نگاهدارش باش
گره از كار او و من وا كن
بهر خدمت وِرا مهيا كن
آخرِ كارِ ما بخير و صلاح
هم تو خشنود و كار ما به فلاح
دكتر سيدمنصور گتميري
دانش آموخته ي دانشكده ي پزشكي
دانشگاه علوم پزشكي تهران
خرداد ١٣٩٥
ابیات زیر به مناسبت اولین گردهمایی دانش آموختگان رشته پزشکی مقیم استان مازندران که با حضور استاد بهادری و استاد حسابی برگزار شد، سروده شده و به شعر«دُرّ پُربَها» افزوده شد:
اينك اما ز بعد سالي چند
كام مازندرانيان شد قند
جمعي از نخبگان پاك نهاد
از طبيبان آمُل از اوتاد
هم اطباء شهسوار و نياك
جملگي باسواد و طينت پاك
اهل ساري و نور يك چندي
دور هم گشته از خردمندي
كه نكو بشمرند عهد قديم
ياد ايام دانش و تعليم
ياد تحصيل طب و دانشگاه
طب اطفال و چشم و زايشگاه
دوره ي گوش و حلق و بيني و الخ
دوره هاي نشاط و دوره ي تلخ
دوره ي سخت سالن تشريح
لذت دادن جواب صحيح
تا به ياد آورند آن ايام
هم خوشي هاي آن و هم آلام
تا بگويند شكر ايزد پاك
نعبد ايّاك نستعين ايّاك
شكر ايزد كه علم طب آموخت
با چنين نعمتي دهانم دوخت
شكر او كي توان بجاي آورد
مدح او تا چه حد توانم كرد
شايد از هر هزار نعمت او
بتوان كرد طرفه خدمت او
خدمتش ليك خدمت خلق است
هم كمر اندر اين ببايد بست
گر تو خواهي رضايت باري
خدمت خلق كن به هر كاري
شادي حق ز شادي خلق است
ني ولا الضالين از حلق است
زين سبب با تلاش مجد مُجِدّ
شهر آمل به سخت كوشي و جِدّ
خانه ديگري بنا بنمود
كه حكيمان در آن به فضل و به جود
خدمت ديگري فرا آرند
هم نهال صفا در آن كارند
اندر اين خانه با خلوص و صفا
هم طبيبان ز راه مهر و وفا
گرد يكديگرند در همه حال
در غم و شادي و همه احوال
واجب آمد بر اهل خانه شعار
خدمت خلق، ياري همكار
خواهم از حق صفا و صحت مجد
عمر طولاني و صلابت مجد
صحت و صولت طبيب خدوم
كاهش رنج مردم محروم
بار الها به مردم آمل
شهسواري و ساري و بابل
صحت جسم و جان عطا فرما
حفظ كن از بلاي ارض و سما
دكتر سيدمنصور گتميري
٧ دي ماه ١٣٩٧
آمل
ارسال به دوستان